ندای مددکار
 
وبلاگ شخصی امین موحدی

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ توسط امین موحدی

مددکاری اجتماعی یک رشته یاورانه و انسان دوستانه است که دانش آموختگان این رشته در مقاطع گوناگون تحصیلی کار شناسی، کار شناسی ارشد و دکتری دانش و فن پیچیده انجام خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی را می آموزند.

 

 مددکاران اجتماعی در سطوح گوناگون سلامت و آسیب های روانی- اجتماعی ، به انجام فعالیت هایی چون مشاوره و مداخله های روانی اجتماعی ، درمان و توانبخشی روانی-اجتماعی افراد، جوامع و گروه های گوناگون جامعه می پردازند.

بنا بر تعریف فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی ، حرفه مددکاری اجتماعی از طریق تغییر اجتماعی و حل مشکل در روابط انسانی و توانمندسازی افراد ، و نیز ارتقا رفاه و بهزیستی آنها تعریف می شود.در حقیقت حرفه ای است مبتنی بر دانش ، اصول ، ارزشها، مهارتها و روشها که هدف ازآن کمک به افراد، گروهها وجامعه است تا بتوانند باتکیه بر توانائیها واستفاده از منابع موجود برای حل مشکل یا رفع نیاز خود اقدام کنند.

از طرفی بروز تغییرات ساختاری در جوامع از ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منجر به پدیدار شدن مسائل و مشکلات متعددی شده است که در برخی موارد بر زندگی افراد ، خانواده ها و اجتماعات تأثیرات نامطلوبی می گذارد.

در تمام کشورهای دنیا متخصصانی که جهت رسیدگی به این چالش ها در جهت پیشگیری ، درمان و توانبخشی همت گمارده اند؛ مددکاران اجتماعی هستند.این در حالی است که برغم گذشت بیش از نیم قرن از راه اندازی مددکاری اجتماعی در ایران ، هنوز این حرفه جایگاه واقعی خودش را بدست نیاورده است .

عوامل مختلفی در عدم توسعه این حرفه را می توان ذکر کرد ؛ فقدان سازمان مددکاری اجتماعی در ایران ، کمبود منابع و تالیفات مدون دانشگاهی ، عدم شناخت کافی عموم از این رشته تحصیلی و.... اما یک عامل دیگر که اخیرا به عوامل مذکور اضافه شده است ، گسترش ناموزون رشته تحصیلی مددکاری اجتماعی در برخی از دانشگاهها همچون دانشگاههای علمی کاربردی می باشد.

توسعه کیفی و کمی مددکاری اجتماعی در کشور آرزوی دیرینه هر مددکار اجتماعی می باشد به شرطی که کیفت قربانی کمیت نگردد. دلیل بر اینکه مددکاری اجتماعی حرفه ای کاملا تخصصی است که فارغ التحصیلان آن با پیچیده ترین مشکلات و آسیب های اجتماعی سرکار خواهند داشت و کار با اقشار آسیب پذیر جامعه ، مستلزم داشتن استعداد و شایستگی های جسمی و روحی بوده و دانشجویان بایستی اصول ، مهارتها و دانش تخصصی مددکاری اجتماعی و نیز دوره های کارورزی مربوطه را زیر نظر اساتید مجرب و مختص رشته تحصیلی مددکاری اجتماعی آموزش ببینند.

در برخی مراکز دانشگاههای جامع علمی کاربردی، متاسفانه شرایط به گونه ای دیگر بوده و جذب دانشجو بدون در نظر گرفتن بستر مناسب واساتید متخصص مددکاری و به شکل فزاینده و غیر کیفی صورت می گیرد ، و بدیهی است استفاده از اساتید رشته های دیگر ، فاقد توجیه علمی و حرفه ای بوده ، و نوعی بی اعتنایی به کلیت علم و حرفه ای بودن این رشته تحصیلی تلقی می گردد. و علاوه بر آن ، نحوه پذیرش دانشجو و پودمانی بودن این رشته عملا راه را برای ورود افراد ناکارآمد ، به جامعه مددکاری کشور هموار خواهد ساخت.

مسئولیت حرفه ای ما در قبال رشته تحصیلی مددکاری اجتماعی و تمسک به منشور اخلاقی مددکاران اجتماعی ایجاب می کند ضمن افزایش آگاهی و شناخت عموم از این حرفه مقدس و نونهاد ، در قبال قصور و کوتاهی ها درعرصه مددکاری اجتماعی حالت منفعل نداشته باشیم ، و در خاتمه از مسئولین دانشگاههای علمی کاربردی می خواهم جهت جلوگیری از خدشه دار شدن اعتبار و تمامیت حرفه ، نسبت به تعطیلی و توقف جذب دانشجو در مراکز دانشگاه علمی کاربردی که استاد متخصص مددکاری اجتماعی وجود ندارد اقدام و از ایجاد و توسعه این حرفه تخصصی در استانها و مناطق مشابه ممانعت بعمل بیاورند.

امین موحدی -مدرس دانشگاه-منبع-خبرگزاری ایرنا


برچسب‌ها: مددکاری اجتماعی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۲ توسط امین موحدی
اخیرا رئیس جمهور کشورمان آقای دکتر روحانی به باکو پایتخت کشور آذربایجان سفر نمودند و تفاهمنامه خوبی در بخشهای مختلف بین طرفین به امضاء رسیده است.ولی آنچه به عنوان حلقه مفقوده در  این تفاهمنامه می تواند محسوس باشد عدم رایزنی در زمینه نحوه رفتار برخی نیروهای امنیتی آذربایجان با مسافرین ایرانی می باشد که متناوبا از مسافران ایرانی بدلایل واهی رشوه دریافت می نمایند. که این مسئله در بسیاری از موارد باعث پشیمانی مسافرین و توریستها به این کشور شده است. از اخاذیها در لب مرز تا رشوه گیریهای متعدد در مسیر و محل اسکان . و این فعل نه تنها صرفا برای هموطنان فارسی زبان بلکه حتی برای آذریهای ایران نیز  صورت می پذیرد.

از طرفی  هجوم شهروندان کشور آذربایجان به مراکز درمانی و پزشکی برخی شهرهای مرزی کشورمان بخصوص  شهراردبیل نه تنها باعث شلوغی این مراکز شده است بلکه طولانی تر شدن نوبت در برخی از مراکز درمانی ، خاطر آزاری شهروندان اردبیلی را رقم زده است و عده قلیلی از پزشکان نیز فرصت را مغتنم شمرده و ضمن اخذ چند برابری حق معالجه از  اتباع آذری ، بدلایل مطامع مالی وقت کمتری برای هموطنان خودمان در نظر می گیرند.این مسئله بخصوص از زمانی آغاز شده است که نرخ ریال در  مقابل ارزهای خارجی  سقوط  قابل توجهی کرده است و برای اتباع آذری استفاده از امکانات پزشکی و دارویی ایران مقرون به صرفه گشته است.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۱۰ توسط امین موحدی
لطفا این متن را تا انتها بخوانید تا یکی از ریشه های عقب ماندگی کشورمان را درک کنید.
 
در پاییز سال 616 ه.ق 200 هزار جنگجوی وحشی مغول به فرماندهی چنگیزخان که تحت تاثیر تحریکات خلیفه عباسی قرار داشت به سرزمین ایران حمله ور شدند.
 
تنها در حمله اول مغولها به ماوراء النهر، خراسان و طبرستان شهرهای بسیار آباد و پر جمعیتی مثل هرات، مرو و نیشابور و بسیاری از شهرها و روستاهای اطراف آنها به کلی ویران شد و مردم آنها قتل عام شدند.
 
ارغامی که از کشتار ایرانیان منتشر شده و در بیشتر منابع نیز یکسان است از این قرار است: نیشابور، یک ملیون و هفتصد و چهل هزار نفر، مرو، هفتصد هزار نفر، هرات یک ملیون و ششصد هزار نفر و ...
 
در نیشابور به علت مقاومت شش ماهه شهر و کشته شدن عده زیادی از مغولها از جمله داماد چنگیز در این جنگ، پس از تصرف شهر که به سختی رخ داد، دختر چنگیز دستور داد تا مردم را به بیابان بردند و مردان را سر بریدند، زنان را نیز پس از تجاوز کشتار کردند. پس از هفت روز غارت شهر را ویران کردند به طوری که پس از ویرانی نیشابور که یکی از بزرگترین شهرهای ایران بود زمین آن را شخم زده و در آن جو کاشتند.
 
از شهر هرات و روستا های اطراف تنها عده ای در حدود 40 نفر باقی مانده بودند که برای زنده ماندن گوشت انسان می خوردند و مانند انسانهای اولیه زندگی می کردند.
 
در تمامی سرزمینهای مورد تهاجم بیشتر مردم کشتار شدند، جوانان و زنان به بردگی رفتند و شهر ها و روستاها نیز چنان ویران شدند که دیگر هیچ اثری از آنها باقی نماند.
 
در خراسان و ماوراء النهر و طبرستان موجودات زنده ای باقی نمانده بود و همهگی مورد قتل و غارت مغولان قرار گرفته بودند.

دانشمندان و ادبای زیادی همچون عطار نیشابوری کشته شدند و کتابها و آثارشان نیز نابود شد .
 
وحشیگری مغولها باعث عقب ماندگی تمدنهای بزرگی مانند ایران، چین و هند شد به طوری که چند قرن بعد استعمارگران اروپایی به سادگی توانستند به غارت این سرزمینها بپردازند.


برچسب‌ها: داستان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۴/۳۰ توسط امین موحدی
به تازگی کلیپی در فضای مجازی بین کاربران شبکه های اجتماعی منتشر شد که مربوط به کودک آزاری به شدت دردناک در یکی از مهد کودک های کشور در اردبیل است.
این ویدئو توسط یکی از کارکنان این مهدکودک از مربی مهدکودک گرفته شده است ؛ در این ویدئو مسئول مراقبت با زور غذا را در گلوی کودک فرو میکند و سپس موی او را میکشد و به سمت دیوار هُلش میدهد و درپی این کودک آزاری و پخش فیلم آن در فضای مجازی و رسانه ای شدن آن ، مدیر و خدمه خاطی این مهد بلافاصله بعد از ورود به دادسرا دستگیر و روانه زندان شدند. برخورد عاجل با مربی و خدمه کودک آزار یک اقدام مثبتی است که می تواند به التیام افکار و احساسات عمومی منجر گردد ،ولی جواب چند سوال ناگفته می ماند:
آیا به نظر شما این اقدام مکفی است؟ اگر همکار مربی فیلمبرداری نمی کردند آیا این قضیه کودک آزاری رسانه ای شده و اقدام عاجل صورت می گرفت؟ مسئولیت اصلی اینگونه موارد متوجه مدیر مهدکودک است یا سازمان متولی مراکز مهد کودک ؟ قبل از پاسخ به این سوال بهتر است یک مرور کوتاه بر تعریف کودک آزاری داشته باشیم:
منظور از کودک آزاری به هر گونه رفتار یا کوتاهی در انجام عملی که سلامت جسمی، روانی و رشد کودک را به مخاطره اندازد شامل می شود. کودک آزاری در حقیقت دارای انواع جنسی ، جسمی ، غفلت و عاطفی می باشد. کودکی دوران رشد و شکل گیری شخصیت است. انواع کودک آزاری در این سالهای حساس و مهم، به رشد و سلامت آنان آسیب های جدی می رساند. کودکان آزار دیده در همه جنبه های رشد مانند رشد جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوانی روبرو خواهند شد. بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار و بدرفتاری بوده اند، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود.index

کودک آزاری در مراکز مهد کودک یک پدیده تازه ای نیست ، و بسیاری از از این آسیب های اجتماعی که چه بصورت پنهانی و چه آشکار صورت بگیرد نتیجه عوامل و علل گوناگون می تواند باشد. که از جمله می توان به عدم واگذاری امتیاز مراکز فوق به افراد واجد شرایط ، عدم استاندارد بودن برخی مراکز مهد کودک و عدم استفاده از مربیان کارآزموده و تحصیل کرده بدلیل مطامع مالی و… اشاره کرد که همه این شرایط در کل به ضعف سیستم نظارتی سازمان متولی یعنی بهزیستی برمی گردد. و تجربه نشان داده است حتی در بسیاری از موارد برملا شدن بروز کودک آزاری چه بصورت خفیف و چه بصورت شدید ، علاوه بر اینکه مدیران مرکز زیر بار مسئولیت نمی روند، گاها کارشناسان بهزیستی هم برخورد عاجلی انجام نمی دهند.
امید بر اینکه ، به جای برخورد احساسی با موارد خاص کودک آزاری ، و مسئولیت گریزی ، سازمان بهزیستی به عنوان متولی امور مهدکودکها ، ضمن ترمیم و تحکیم قدرت نظارتی خود ، با شجاعت مسئولیت این گونه موارد را به دوش بگیرد .

امین موحدی – مددکاراجتماعی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۲۴ توسط امین موحدی


.: Weblog Themes By Pichak :.


وب سایت تخصصی مددکاران اجتماعی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک