سازمان نظام مددکاری اجتماعی؛ شالوده تحقق اقتصاد مقاومتی در حوزه اجتماعی

امسال سالی است که توسط مقام معظم رهبری، سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نامگذاری شده است و تحقق آن منوط به تلاش مضاعف مسئولین در تمام زمینه های اقتصادی و اجتماعی می باشد. مطابق یکی از بندهای اقتصاد مقاومتی، از راههای محقق یافتن اقتصاد مقاومتی، کاهش هزینه ها است. هزینه هایی که بایستی در تمام حوزه ها و بخشهای جامعه از جمله بخشهایی اجتماعی رصد شود. هزینه های بالای ریالی بازتوانی مددجویان در قالب کمکها و یا مستمریهای ماهیانه توسط سازمانهای عمده حمایتی و توانبخشی برای گروههای هدف تا هزینه های مربوط به مبارزه و تخفیف آسیب های اجتماعی در ابعاد بزرگ و مختلف، می تواند توجه به بعد اجتماعی اقتصاد مقاومتی را پررنگ تر سازد. بدیهی است هر چقدر وسعت و وزن آسیب های اجتماعی افزایش  یابد، هزینه های مالی و انسانی مصرفی نیز افزایش خواهد یافت. فقط هزینه هایی که صرفاً در بخش مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر صرف می شود سالانه بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان است، که اگر تمام هزینه های مربوط به همه آسیبهای اجتماعی را در مبارزه، درمان و پیشگیری در نظر بگیریم رقم بسیار بزرگی بدست خواهد آمد که هرگونه تغییر در کیفیت خدمات می تواند رقم قابل توجهی در بودجه های اجتماعی مصرفی را کاهش دهد و این تغییر می تواند به تسهیل در اجرای فرامین ویژه مقام معظم رهبری در ریشه یابی آسیب های اجتماعی کمک نماید.در کنار آن، بروز تغییرات ساختاری در جوامع از ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تغییرات عمده سبک زندگی، افزایش چشم گیر آسیب های اجتماعی و خانوادگی نو ظهور در چند سال اخیر  حساسیت بسیاری از جامعه شناسان و علما و پی گیران مسائل اجتماعی را برانگیخته و منجر به پدیدار شدن مسائل و مشکلات متعددی شده است که هزینه های زیادی در پیشگیری و درمان به لایه های مختلف جامعه تحمیل نموده است.
در تمام کشورهای دنیا متخصصانی که جهت رسیدگی به این چالش‌ها در جهت پیشگیری ، درمان و توانبخشی همت گمارده‌اند و به عنوان پیش قراولان رسیدگی به مسائل مددجویان  و مبارزه و یا تخفیف آسیب های اجتماعی شناخته شده هستند، مددکاران اجتماعی هستند. و به دلیل اهمیت توجه به کیفیت خدمات مددکاری اجتماعی، حرفه گرایی و نظارت مستمر بر کیفیت خدمات مددکاران اجتماعی سازمانهای ناظر تخصصی ایجاد شده است، این در حالی است که   برغم گذشت بیش از نیم قرن از راه اندازی مددکاری اجتماعی در ایران، هنوز این حرفه فراگیر سازماندهی نشده است.مددکاری اجتماعی یک رشته یاورانه و انسان دوستانه است که دانش آموختگان این رشته در مقاطع گوناگون تحصیلی کار‌شناسی، کار‌شناسی ارشد و دکتری به انجام خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی می‌پردازند. مددکاران اجتماعی در سطوح گوناگون سلامت و آسیب‌های روانی- اجتماعی، به انجام فعالیت‌هایی چون مشاوره‌ها و مداخله‌های روانی اجتماعی، درمان و توانبخشی روانی- اجتماعی  افراد، جوامع و گروه‌های گوناگون جامعه می‌پردازند در حقیقت حرفه ای است مبتنی بر دانش، اصول، ارزشها، مهارتها و روشها که هدف از آن کمک به افراد، گروهها و جامعه است تا بتوانند با تکیه بر توانائیها و استفاده از منابع موجود برای حل مشکل یا رفع نیاز خود اقدام کنند. و هدف اصلی آن قادرسازی و کسب استقلال افراد است. و تمام این امور را با استفاده از فنون و مهارتهای مددکاری در قالب نهادها و سازمانهای حمایتی از جمله کمیته امداد، بهزیستی، زندانها، بیمارستانها و مراکز درمانی، موسسات خیریه ای حمایتی و دهها مراکز دولتی و خصوصی دیگر انجام می دهند. مددکاران اجتماعی با استفاده از آموخته های علمی و عملی در دانشگاهها خدمات تخصصی خودشان را با هدف قادر سازی و خوداتکایی مددجویان انجام می دهند، و با احتساب تخمینی چند میلیونی جمعیت مددجویان نیاز به سر و سامان دهی خدمات مددکاری بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. چرا که هرچقدر مددکاران اجتماعی متخصص و کارآزموده در مسند و خط مقدم کار با مددجویان و آسیب های اجتماعی قرار بگیرند به تناسب آن باعث ارتقای کیفی خدمات شده و به استقلال و بازتوانی اقتصادی و اجتماعی مددجویان بیشتری منجر خواهد شد.متأسفانه هنوز هم بیشتر خدمات و امورات مددکاری اجتماعی توسط افراد غیر متخصصی صورت می پذیرد که مهارت کافی و دانش تخصصی در زمینه مددکاری اجتماعی ندارند و بدلیل عدم وجود سازمان حرفه ای و تخصصی مددکاری اجتماعی لگام امور در دست متخصصین مددکاری وجود ندارد و دامنه این نارسایی صرفاً شامل پستهای مددکاری نمی شود حتی سازمان امور استخدامی جهت مشاغل مددکاری، رشته های دیگری را گنجانده است. لذا با توجه به حجم بالای خدمات مددکاری اجتماعی در سازمانهای و نهادهای مختلف خصوصی و دولتی و با جمعیت چند میلیونی مددجویی، و لزوم تخصصی کردن خدمات مددکاری اجتماعی و به تبع آن کیفی شدن خدمات و کاهش هزینه های جاری و نهایتاً تحقق اقتصاد مقاومتی، تصویب سازمان نظام مددکاری اجتماعی می باشد. لازم به ذکر است این طرح یکبار در سال ۹۰ در مجلس مطرح شده است ولی بدلایل مبهم و نامعلومی مسکوت مانده است.

امید بر اینکه نمایندگان محترم دوره دهم مجلس شورای اسلامی نیز  با درک اهمیت موضوع و در قالب حرکت در مسیر یکی از راههای اقتصاد مقاومتی  هر چه سریعتر نسبت به تصویب این طرح اقدام نمایند.

امین موحدی | مددکار اجتماعی
منبع – پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

دیدار هیئت رئیسه انجمن مددکاران استان اردبیل با دکتر فیضی

دیدار هیئت رئیسه انجمن مددکاران استان اردبیل با دکتر فیضی نماینده مجلس شورای اسلامی  امروز ظهر هیئت رئیسه انجمن مددکاران اجتماعی استان اردبیل ضمن حضور در دفتر آقای دکتر محمد فیضی نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی و دبیر کمیسون برنامه و بودجه مجلس، در ارتباط با مسائل صنفی جامعه مددکاران اجتماعی استان و نیز کلیات طرح نظام مددکاری اجتماعی ایران به بحث و گفتگو پرداختند. در این دیدار صمیمانه، آقای موحدی مسئول انجمن مددکاران اجتماعی استان اردبیل ضمن ارایه اقدامات انجام یافته در توسعه کمی و کیفی خدمات مددکاری در حوزه های مختلف، خلاصه ای از مسائل و مشکلات صنفی استان را مطرح نمودند. همچنین نامه مکتوب و مبسوطی در این ارتباط به نماینده مجلس تقدیم گردید. آقای دکتر فیضی نیز در این دیدار ضمن تجلیل از فعالیت های انجام یافته، و ضمن ارائه راهنمایی های تخصصی لازم و اذعان به اهمیت موضوع ، بر حل مشکلات صنفی و نیز پیگیری طرح سازمان نظام مددکاری اجتماعی ایران از طریق کمیسیونهای تخصصی مجلس تاکید و قول مساعد ارائه نمودند.

برگزاری همایش دو روزه بنیاد کودک اردبیل با موضوع نقش و اهمیت خانواده در کنترل تحصیلی دانش آموزان

برگزاری همایش دو روزه بنیاد کودک اردبیل با موضوع نقش و اهمیت خانواده در کنترل تحصیلی دانش آموزان

همایش دو روزه مادران دانش آموزان با مشارکت بنیاد کودک اردبیل و انجمن مددکاران اجتماعی استان اردبیل به تاریخ ششم و هفتم خرداد ماه در سالن اجتماعات بانک ملی برگزار شد. در این همایش مسئولین انجمن مددکاران اجتماعی استان و همچنین مسئول بنیاد کودک اردبیل و مددکاران موسسه حضور داشتند. شرکت کنندگان در سخنرانی¬های خود به نقش و اهمیت خانواده در کنترل و تقویت بعد تحصیلی دانش آموزان تاکید کردند. در این مراسم جناب آقای موحدی مدرس دانشگاه و مسئول دفتر انجمن مددکاران اجتماعی استان از نهاد خانواده به عنوان دانشگاه و مهد جامعه پذیری فرزندان یاد کرده و برلزوم آموزش رسمی و غیررسمی مهارت های زندگی و مسئولیت اجتماعی به دانش آموزان تاکید کردند. ایشان در ادامه جامعه پویا و با نشاط را منوط به وجود به خانواده های کارآمد و بانشاط دانسته و لزوم استفاده بهینه از تمام منابع موجود جامعه به خصوص بنیاد کودک و به فعل رسانیدن استعدادهای نهفته دانش آموزان مستعد و خلاق را خواستار شدند.
عناوین مطرح شده در همایش
1-بررسی ابعاد اجتماعی ازدواج زود هنگام فرزندان دختر
2-تاکید بر مزایای کلاسهای تقویتی
3-نقش خانواده در پرورش و تربیت فرزندان
4-بررسی عوامل افت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان
5-بررسی ابعاد مختلف جامعه پذیری دانش آموزان در خانواده و مدرسه
6-تاکید بر تعامل خانواده ها با مدارس و معلمان

نسیم اعتدال به بهزیستی نرسیده است


سازمان بهزیستی کشور از مهمترین نهادهای حمایتی دولتی است که از طریق بودجه عمومی به افراد معلول و محروم جامعه کمک می‌نماید و پس از پیروزی انقلاب، سازمان بهزیستی کشور از ادغام سازمان‌های خیریه و حمایتی که در این بخش فعالیت می‌کردند ، آغاز به کار کرده است.
 
پس از بررسی و مطالعات شهید گرانقدر دکتر محمد علی فیاض‌بخش، سازمان بهزیستی کشور به موجب لایحه قانونی مورخ 24/4/1359 و در جهت تحقق مفاد اصول سوم، بیست‌ویکم و بیست‌ونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از ادغام 16 سازمان، نهاد، موسسه و انجمن تشکیل شد تا با اتخاذ تدابیر و ارائه خدمات و حمایت‌های غیربیمه‌ای با حفظ ارزش‌ها و کرامت والای انسانی و تکیه بر مشارکت‌های مردم و همکاری نزدیک سازمان‌های ذیربط، در جهت گسترش خدمات توانبخشی، حمایتی، بازپروری و پیشگیری از معلولیت‌ها و آسیب‌های اجتماعی و کمک به تأمین حداقل نیازهای اساسی گروه‌های کم درآمد، اقدام نماید.

در حقیقت سازمان بهزیستی یکی از بزرگترین وتخصصی ترین سازمانهای رفاهی کشور می باشد که سهم عمده ای در کاهش آسیب های اجتماعی ، پیشگیری و توانخبشی گروههای هدف می تواند داشته باشد  و بدون شک گستره  وسعت این  سازمان در مسائل مختلف اجتماعی ، از توانبخشی تا پیشگیری ، زنان آسیب دیده و سرپرست خانوار ، اعتیاد ، حمایت و توانبخشی کودکان خیابانی و بدسرپرست ،
پیشگیری از آسیبهای اجتماعی (کودک آزاری، خودکشی، همسرآزاری، طلاق و...) ، گسترش مؤسسات خیریه و غیردولتی، حمایت و توانمندسازی آنها و ... برای هیچ کسی پوشیده نیست  و قرار گرفتن افرادی مدیر ، مجرب و کارآموزده در راس امورات این سازمان بزرگ و گسترده می تواند نوید بخش دورنمایی روشن و امید بخش برای اقشار و گروههای هدف سازمان  باشد.

به موازات روی کار آمدن دولت تدبیر و امید ، خانه تکانی های زیادی در بسیاری از وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی به وقوع پیوسته و شاهد تحولات مثبت و مثمر ثمری در نحوه چینش مدیران ارشد و میانی سازمانهای مختلف  بوده ایم.

ولی تا این لحظه یکی از انتظارات  به حق متخصصان، کارشناسان و آسیب شناسان اجتماعی که همان وزش نسیم اعتدال در دل تشکیلات سازمان بهزیستی است، تحقق نگشته است. استفاده از مدیران متخصص و مجرب در زمینه های اجتماعی ، تحول در جایگزینی نگرشهای اجتماعی به مسائل و آسیب های اجتماعی بجای نگرشهای پزشکی و سیاسی و گسترش  شایسته سالاری و نهایتا تحول در عرصه های خدمات اجتماعی ، توانبخشی و پیشگیری از خواسته های عموم دلسوزان و دست اندرکاران مرتبط با آسیب های اجتماعی از دولت تدبیر و امید می باشد که امیدواریم هرچه زودتر نسیم خوش رایحه  اعتدال و امید به سازمان بهزیستی نیز برسد.

اخلاص در حرفه مددکاری اجتماعی

عشق به انسانها ، ایمان و اخلاص شغلی و دستگیری از نیازمندان وقتی با علم و تجربه تلفیق می شود حرفه ای را ایجاد می کند که هدف آن گسترش عدالت اجتماعی و توانمندی با رویکرد حرفه ای است

در طول چند سال گذشته تعداد افرادی  که  وارد دایره مددکاری اجتماعی شده اند  به مراتب بیشتر از گذشته بوده وتعداد زیادی از این افراد به رشته تحصیلی خویش عشق می ورزند و هرگونه تحریف در مبانی فکری و عملی حرفه را بر نمی تابند.نیروی بزرگی که یک سرمایه انسانی بزرگی را شکل داده است و این مایه مباهات است.

 با وجود این و به رغم تلاش تعدادی از اساتید و مددکاران اجتماعی به تبعیت از ازدیاد تعداد مددکاران اجتماعی نه تنها تغییرات محسسوسی در رشد کیفی و توسعه حرفه دیده نشده است بلکه نمونه های از پسرفت زمینه ای نیز مشاهده گردیده است.و از مصادیق عینی این پسرفتگی می توان به انحصار در لایه های بالایی هرم علمی حرفه، حذف دکترای  مددکاری اجتماعی، تدریس واحدهای درسی مددکاری اجتماعی  توسط اساتید غیر مرتبط در برخی از دانشگاهها، ، جذب دارندگان  مدارک تحصیلی غیر مرتبط در پست های مددکاری اجتماعی ،  افزایش بیکاری مددکاران اجتماعی  ، نبود سازمان نظام مددکاری اجتماعی و... اشاره نمود.

 و شاید این نابسامانی  ریشه در علتهایی است که نیاز به کالبد شکافیهای متعددی داشته باشد.

هر مددکار اجتماعی که از روی اخلاص و ایمان قلبی حرفه خویش را انتخاب کرده و کمک به حرفه را از وظایف اصلی خویش قرار داده است نه تنها  به یکی از تعهدات  مهم مندرج در منشور اخلاقی حرفه جامعه عمل می پوشاند بلکه  بی مهابا سعی در گشایش روزنه های جدید امید در کالبد حرفه می باشد، زیرو بم مسائل را تحلیل می کند موانع را تشخیص می دهد و در جهت برداشتن موانع به تکاپو می افتد.

رشد و توسعه هر حرفه  ای منوط به شناخت صحیح این موانع  یا شاخصهای دارد که  تشخیص آن شاخصها و حذف موانع می تواند راه را برای جااندازی حرفه بصورت پایدار و اصولی مهیا کند .

پوستر روز جهانی مددکاری اجتماعی

ماه مارس میلادی ، ماه مددکاری اجتماعی و ۱۸ مارس سال ۲۰۱۴  ، مصادف با ۲۷ اسفند سال ۱۳۹۲ روز جهانی مددکاری اجتماعی نامگذاری شده است ویک فرصت سالانه و مغتنمی برای دفاع از رویکرد مددکاری اجتماعی در سیاست گذاریهای اجتماعی خواهد بود.
موضوع امسال :
ارائه راه کارهای مددکاری اجتماعی برای حل بحرانهای اجتماعی و اقتصادی

بدون شرح


متوسط قد در کشور برای زنان 161 و برای مردان 167 سانتی‌متر

به گزارش شبکه خبر، دکتر" فریدون عزیزی" افزود: براساس تحقیقات انجام شده در تهران و اصفهان، میانگین قد ایرانی‌ها در مقایسه با 20 سال گذشته رشد یافته است، ولی نمی توان گفت که افراد کوتاه‌قد می‌‌توانند بلند قد شوند، بلکه افزایش متوسط قـد در هر جامعه‌‌ای نسل به نسل امکان‌پذیر خواهد بود.
این متخصص غدد افزایش یا کاهش قد افراد را ژنتیکی اعلام و و تاکید کرد: کوتاهی قد با دارو و آمپول برطرف نمی شود.
وی گفت: متاسفانه برخی از شرکت های دارویی با تبلیغات گسترده خود از طریق نشریات و شبکه های ماهواره ای، مردم به ویژه جوانان را تحریک می کنند که با پرداخت هزینه های هنگفت می توانند بلند قدتر شوند.
"عزیزی" این موضوع را رد و تصریح کرد: متوسط قد در کشور برای زنان 161 و برای مردان 167 سانتی‌متر است.
این متخصص تصریح کرد: به هیچ وجه نمی توان قد را افزایش داد زیرا پس از اینکه افراد، دوران بلوغ را می گذارنند، رشد قد متوقف می شود.
انتشار این خبر در حالی است که یکی از رسانه ها به تازگی در گزارشی اعلام کرده بود که قد ایرانیان کوتاه شده است.

محیط شاداب و افزایش امنیت اجتماعی

بارها شنیده ایم که محیط اجتماعی شاد و با نشاط ، ادمهای بانشاط پرورش می دهد و شادابی و نشاط اجتماعی امنیت اجتماعی را افزایش می دهد.از جمله شاخصهای مهم محیط اجتماعی ، محیط فیزیکی می باشد برخی شهرها و محله ها بدلیل بافت فرسوده و نامنظم بازخورد منفی دارند به طوریکه بر روح و روان شهروندها تاثیر منفی گذاشته و در دراز مدت می تواند در نشاط و شادابی آنها تاثیر معکوس داشته باشد و به نظر ،  شهرداری در این مقوله سهم مهمی داشته باشد بطوریکه شهرداری می تواند با تغییر و تحول در نوع ساختها و ارائه تسهیلات در نقاشی و بهینه سازی نمای بیرونی ساختمانها، استفاده از روانشناسی رنگها  و نظارت مستمر بر بهینه سازی و شاداب نمودن اماکن ، درخت کاری و گسترش فضای سبز در مجاورت خیابانها و کوچه ها نقش مهمی در شاداب نمودن فضای زندگی ایجاد نماید.

نظریه سلامت اجتماعی کییز

  

کییز  سلامت اجتماعی را ارزیابی و  شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابطش با افراد  دیگر، نزدیکان و گروههای اجتماعی که وی به عنوان عضوی از آنهاست ، تعریف می کند. وی بر این اساس مدل پنج عاملی[1] خویش را مطرح می کند که در آن پنج عامل انسجام ، پذیرش ، شکوفایی ، مشارکت و انطباق اجتماعی شاخص های سلامت را تشکیل می دهند.

     كييز بعد سلامت رواني و اجتماعي را نشانه كاركرد مثبت مي خواند و مي گويد اگر فرد شرايط دو بعد سلامت احساسي (احساس خوب و رضايت از زندگي ) و بعد كاركرد مثبت را داشته باشد ، از سلامت رواني برخوردار است. وي اين وضعيت را بالندگي مي نامد. افراد بالنده احساس خوبي به زندگي دارند و در رابطه با ديگران و در جامعه ، فعال و سازنده اند .كييز نبود سلامت رواني را پژمردگي مي خواند. افراد پژمرده ، احساس خوبي به زندگي ندارند و كاركرد رواني و اجتماعي شان مشكل دارد. اين افراد دچار ياس و نوميدي بوده و زندگي خود را پوچ و خالي مي بينند. اين وضعيت با افسردگي تفاوت دارد. كييز در يك تحليل عامل گسترده نشان داد كه بهداشت رواني داراي ابعاد هيجاني ، رواني و اجتماعي است و با توجه به مفهوم پردازيهاي نظري از سلامت اجتماعي يك مدل پنج بعدي قابل سنجش ارائه داد. طبق اين ابعاد فرد سالم از نظر اجتماعي زماني عملكرد خوبي دارد كه اجتماعي را بصورت يك مجموعه معنادار ، قابل فهم و داراي باقوه هايي براي رشد و شكوفايي بداند.احساس كند كه متعلق به گروههاي اجتماعي[2] متعلق به خود است و خود را در اجتماع و پيشرفت ان شريك بداند.محتواي مقياس سلامت اجتماعي وي طيف مثبتي از ارزيابي فرد از تجاربش در جامعه است .اين مقياس جديد با مقياسهاي سلامت اجتماعي در سطح بين فردي (مثل پرخاشگري[3]) و سطح اجتماعي[4] (مثل فقر[5] و جايگاه اجتماعي) تفاوت دارد.

سطوح تحليل

پيوستار

فردي

بين فردي

اجتماعي

منفي

بيگانگي و ناهنجاري اجتماعي

پرخاشگري و ناآشنايي با قوانين مدني

فقر ، خودكشي و جرم

مثبت

ابعاد سلامت اجتماعي

مبادله انواع اعتماد و حمايت اجتماعي

سرمايه اجتماعي و كارآمدي اجتماعي

شاخص هاي سلامت اجتماعي با توجه به سطوح تحليل و پيوستار انداره گيري (Keyes,2004)

 طبق نظر كييز حلقه مفقوده در تاريخچه مطالعات مربوط به سلامت پاسخ دادن به اين سئوال است:

"آيا ممكن است كيفيت زندگي و عملكرد شخصي افراد را بدون توجه به معيار اجتماعي ارزيابي كرد؟"

ادامه نوشته

شهریار

 
 

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسهٔ متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکدهٔ طب شد. سرگذشت عشق آتشین و ناکام او که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

آثار شهریار در این مجموعه:

گزیدهٔ غزلیات

منظومهٔ حیدر بابا

حیدر بابا گلدیم سنی یوخلیام (قسمت دوم منظومهٔ حیدر بابا)

گزیدهٔ اشعار ترکی

رتبه بندی کشورها از نظر شادی-ایران رتبه 202 در بین 220 کشور

چند ماه پیش دانشمندان اعلام کردند ژن شادی را کشف کرده اند. آنها البته همان وقت گفتند ژن MAOA که میزان مواد شیمیایی احساس خوب را در مغز تحت تأثیر قرار می‌دهد، فقط در زنان اثربخش است.

این یافته‌ها بسیاری از طرفداران این نظر که می‌شود شادی را با استفاده از امکانات پزشکی و دارویی افزایش داد مأیوس کرد. از طرف دیگر، به صورت تلویحی این واقعیت تأیید شد که شادی بیش از آنکه بیولوژیکی باشد به موقعیت روانی و اجتماعی افراد بستگی دارد.

بار دیگر جویندگان شادی به سراغ تحلیل‌ها و پژوهش‌هایی رفتند که نشان می‌داد مردمِ چه جاهایی شاد هستند و مردمِ چه جاهایی از امتیاز شادی که گفته می‌شود سلامت بدن و موفقیت بیشتر شغلی را تضمین می‌کند، برخوردار نیستند. در تحقیقاتی که برای سنجش شادی جوامع انجام می‌شود، دو دسته دلیل اصلی برای شاد بودن یا شاد نبودن یک جامعه عنوان شده است.

برخی تحلیل‌ها حاکی از این است که میزان شاد بودن یک جامعه بستگی به توسعه انسانی آن و بالا بودن امید به زندگی و وضعیت با ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارد. بر اساس تحلیل‌هایی دیگر، شادی یک مسئله فرهنگی- تاریخی است و آنچه در دهه‌ها و سده‌های متوالی بر یک ملت گذشته است، باعث می‌شود آن ملت شاد یا ناشاد باشد. بر اساس هر دو تحلیل البته ایران در رده‌های پایین شاد بودن قرار دارد.

سال گذشته یکی از رسانه‌های انگلستان یک نظرخواهی را مطرح کرد که نتایج آن نشان می‌داد ۸۱ درصد از مردم انگلیس به جای افزایش ثروت، از دولت توقع دارند زندگی شادتری برایشان فراهم کند. به دنبال این اتفاق دانشگاه لیسستر پروژه‌ای با هدف رتبه‌بندی کشورها از نظر شادی مردمشان تعریف کرد.

  نتایج این رتبه بندی و دلایل شادی ملتها خیلی خیلی جالب بود به خصوص ایران!!! نتایج رو ببینین:


ادامه نوشته

رفتم به پاي دار ولي سر نداشتم

از دوست ضربه خوردم و باور نداشتم

 

اين هم توقعي كه ز كافر نداشتم

 

از پشت دشنه خوردم و از رو به رو فريب

 

دست از تب رفاقتمان بر نداشتم

 

دوران انتقام رفيقان نا رفيق

 

روزي فرا رسيد كه خنجر نداشتم

 

مي خواستم پيمبر دوران خود شوم

 

اما دل آوري چو ابوذر نداشتم

 

عمري نصيب گردن من دار هم نشد

 

رفتم به پاي دار ولي سر نداشتم

 


قفس


دلم از دوری صیاد به تنگ آمده است

من درون قفس و غصه به جنگ آمده است

آسمان سخت گرفتار و زمین می داند

شور شوریده گی ام سخت به چنگ آمده است

در پی گمشده ها گمشده ای در خویشم

آهوی بخت من انگار زرنگ آمده است

آری از کندی بی حاصل عمرم دیدم

پشت هر ثانیه عمری به درنگ آمده است

ای گل رفته از این خانه به یاد آور که

دل بی رنگ من از دست تو رنگ آمده است

من و این خاطره های تو و این شهر غریب

قصه ای تلخ که با رنج و شرنگ آمده است

پادگان نیست نویدی ز طرب خانه ی شعر

همدم خسته گی ام را تفنگ آمده است

تغییر را از خودمان شروع کنیم!

 عدم نهادینه شدن حرفه مددکاری اجتماعی در جامعه و نیز بیکاری برخی مددکاران اجتماعی یک واقعیت عینی است و رسیدن به یک جامعه مددکاری ایده آل و نهادی، آرزوی هر مددکار اجتماعی است. اما عوامل زیادی مانع رسیدن به این مهم شده که یکی از مهمترین انها خود شخص مددکار اجتماعی می باشد.همیشه عادت داریم توپ را به میدان جامعه بیاندازیم و کمتر در مورد کوتاهی و قصور خود مددکاران در این زمینه بحث کنیم. یکی از مهمترین فاکتورهای رسیدن به وضعیت ایده آل  ، شروع تغییر از خود مددکاران اجتماعی می باشد. تجربتا بارها می بینیم که از نظر کاری تفاوت عمده و محسوسی با مددکاران تجربی نداریم، و همان کارهایی را انجام می دهیم که مددکاران تجربی انجام می دهند، و در مقابل  مدرکمان را به رخ کشیده و در مقام انتقاد از وضعیت شغلی امان قرار داریم و انتظار تغییر و تحول و توجه به مددکاران و نهادینه کردن ان را داریم! باید قبول کنیم که خودمان نیز مقصریم!

بدیهی است برای متصدیان امور اداری و استخدامی سازمانها ، چیزی برای گفتن نداشته و طبیعتا نباید انتظار بیشتری از آنها داشته باشیم. جهت رسیدن به این مهم بایستی تغییرات مهمی را از خودمون شروع نماییم، برای حرفه دل بسوزانیم و در کنار  فعالیت شغلی به مطالعه آخرین دستاوردهای علمی مددکاری بپردازیم ، پژوهشگر باشیم و طرحهای جدید و کارامد مددکاری ارائه دهیم و به مسئولان راهکارهای بهبود فرایند ارائه بدهیم و خلاصه کلام بروز باشیم و یافته های و مهارتهایمان را بکار ببندیم گردش کار را خودمون تخصصی نماییم و به مرور ثابت کنیم که متفاوتیم!

مشک آنست که خود ببوید    نه انکه عطار بگوید

سالروز میلاد حضرت علی (ع) و روز مددکار اجتماعی مبارکباد


برگزاری همایشهای مددکاری ، یک کار جامعه ای است

  کار جامعه ای در مددکاری اجتماعی چارچوب خاص و قواعد روشنی نداشته  و  هر عمل مددکار اجتماعی در پهنه جامعه ای با اهداف مشخص می تواند در قالب مددکاری جامعه ای تعریف گردد.آموزش عمومی ،اطلاع رسانی و برگزاری سمینارها و همایشهای مرتبط با  مددکاری اجتماعی و آسیب های اجتماعی  از جمله ابزارهای بسیار مفیدی می باشند که از یک طرف به معرفی و نهادینه کردن این حرفه در جامعه کمک می نماید و از طرف دیگر نیازها و مشکلات گروه هدف را مورد کنکاش و در معرض سمع مسئولین و عموم  قرار می دهد و فرصت مغتنمی برای مددکاران اجتماعی می باشد که به بیان دیدگاهها و مطالبات اجتماعی مددجویان پرداخته و در نقش آموزش و آگاهی  دهنده ، نگاهها و افکار را به سمت مسائل اجتماعی و بحرانهای اجتماعی روز جامعه هدایت نمایند.

فراموش نکنیم تغییر مثبت در نگرش عموم به حرفه و مشارکت مددکاران در تخفیف آسیبهای اجتماعی نیاز به آگاه سازی کانونهای برنامه ریزی داشته تا نقش موثر مددکاران اجتماعی را در برنامه ریزهای خرد و کلان اجتماعی مورد مداقه قرار دهند و نهایتا با برگزاری همایشهای علمی و دوره ای  مرتبط با مددکاری اجتماعی می توانیم در رسیدن به اهداف مذکور و ترسیم آینده حرفه نقش بسزایی داشته باشیم.


خواندنی


جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !
حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی!
سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت .
-منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟
سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.
اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی!!!

خیلی وقت ها در زندگی ارزش کاری که می خواهی انجام بدهی بستگی به این داره که چه طور به مساله نگاه کنی .
 
جسارت داشته باش و هرآن چه را قلبت می گوید بده. اگر به پیام قلبت گوش نکنی، ممکن است بعد ها در زندگی دچار پشیمانی شوی

دوست داشتن

آدم‌ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی‌ ما وارد میشوند
و با دلایلِ خاصِ خودشان از زندگی‌ِ ما می‌‌روند
نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش ، نه از رفتن‌ها زیاد غمگین

كساني كه هستند دوستشان داشته باش... به هر دلیلی‌ که آمده اند
... به هر دلیلی‌ که هستند
بودنشان را دوست داشته باش ... بی‌ هیچ دلیلی‌
شادمانی‌های بی‌ سبب ،
همین دوست داشتن‌هایِ بی‌ چون و چراست

... دیگران را بفهمیم


اگر کسی بیش از حد می خندد، حتی به مسائل خیلی ساده و معمولی؛ او از درون به شدت اندوهگین است.

 
اگر کسی بیش از حد می­خوابد، مطمئن باشید که او احساس تنهایی می­کند.

 
اگر کسی کمتر حرف می­زند و یا در زمان حرف زدن بسیار سریع صحبت می­کند؛ این بدان معنی است که رازی برای پنهان کردن دارد.
 
 
اگر کسی قادر نیست بگرید، او شخصیتی ضعیف است.
 
 
اگر کسی بطور غیر نرمال غذا می­خورد، از استرس و فشارِ زیاد رنج می­برد.

 
اگر کسی به سادگی می­گرید، حتی در برابر مسائل خیلی ساده، او فردی بی گناه و دل نازک است.
 
 
 اگر کسی به سرعت عصبانی می­شود، حتی برای مسائل کوچک و پیش پا افتاده، این بدان معناست که او عاشق شده است.
 


اگر به اطراف خود بخوبی نگاه کنید، همه این موارد را خواهید یافت ...
 
... دیگران را بفهمیم

مصاحبه با روزنامه همشهری


SWAN

SWAN-Social Workers Across Nation


 SWAN has been involved in a number of relief efforts around the world.  SWAN also leads annual delegations of social workers to meet with social work colleagues in other countries and visit local social welfare projects
.


به اندازه خودت برایت اندازه می گیرم!

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او  از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را  پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..

پروژه بسيار جالب يک دانشجو!!


پروژه بسيار جالب يک دانشجو!!
 
دانشجويي که سال آخر دانشکده خود را مي‌گذراند به خاطر پروژه‌اي که انجام داده بود جايزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستي مبني بر کنترل سخت يا حذف ماده شيميايي «دي هيدورژن مونوکسيد» توسط دولت را امضا کنند و براي اين درخواست خود، دلايل زير را عنوان کرده بود:
 
 
 
1-مقدار زياد آن باعث عرق کردن زياد و استفراغ مي‌شود.
 
2- عنصر اصلي باران اسيدي است.
 
3-وقتي به حالت گاز در مي‌آيد بسيار سوزاننده است.
 
4- استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد مي‌شود.
 
5-باعث فرسايش اجسام مي‌شود.
 
6-حتي روي ترمز اتومبيل‌ها اثر منفي مي‌گذارد.
 
7-حتي در تومورهاي سرطاني يافت شده است.
 
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلي علاقه‌اي نشان ندادند و اما فقط يک نفر مي‌دانست که ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوکسيد» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوي فوق «ما چقدر زود باور هستيم» بود!!
یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند

شاید فردا دیر باشد

شاید فردا دیر باشد
روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق  کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .
سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .
بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .
روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .
روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .
شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .
معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا ؟ "
 "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! "
 "من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . "
دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .
معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .
آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند  با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال
بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد .
 
او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود ... پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .
کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ، مراسم وداع را بجا آوردند . معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .
به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : " آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ "
معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : " چرا"
 سرباز ادامه داد : " مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . "پس از مراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نیز
که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .
پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :"ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . "او با دقت دو برگه کاغذ
فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد .
خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .
مادر مارک گفت : " از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . "
همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : " من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . "
همسر چاک گفت : " چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . "
مارلین گفت : " من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . "
سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه . . . . " . " من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه
نداشته باشد . "
معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد .
سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد
افتاد .
 بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.
اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید ، به نظرشما این اولین باری خواهد بود
که شما کوچکترین تلاشی برای ایجاد تغییر در روابط تان نکردید ؟
هر چه به افراد بیشتری این پیغام را بفرستید ، دسترسی شما به آنهایی که اهمیت بیشتری برایتان دارند ، بهتر و راحت تر خواهد بود .
بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید
دوست خوبم
اميدوارم هميشه خوبيهاي من رو به ياد داشته باشي و بديهام رو ببخشي و از ياد ببري ...
صميمانه برات آرزوي موفقيت و شادكامي دارم
شاد و تندرست باشید

داستان واقعی

داستان واقعی:
خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند. منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.» منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.» خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.» منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد. منشي که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصميم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اينکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمي آمد. خانم به او گفت: «ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.» رييس با غيظ گفت :« خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شود.» خانم به سرعت توضيح داد: «آه... نه....  نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم.»  رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «يک ساختمان! مي دانيد هزينه ي يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت و نيم ميليون دلار است.» خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم؟» شوهرش سر تکان داد. رييس سردرگم بود. آقا و خانمِ "ليلاند استنفورد" بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:
دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد

جمله طلایی





جمله طلایی


سالها بود که تلاش زیادی می کردم ولی به آنچه می خواستم نمی رسیدم. رویا هایم همیشه دست نیافتنی بود. هر روز افرادی را در کنار خود می دیدم که موفق هستند بدون نگرانی و استرس زندگی می کنند و حتی نصف من هم کار نمی کنند. ولی من اگر کمی سستی نشان می دادم نمی توانستم از عهده تعهدات خود برآیم.
روزی در حال رانندگی به یک نوار کاست گوش می دادم یک استاد موفقیت بود که صحبت می کرد. او در مورد قدرت داشتن رویا و هدف صحبت می کرد.. شاید تا آن زمان صدها نوار کاست از این نوع را شنیده بودم. اما گویی هیچکدام از آنها تاثیری در زندگی من نداشت. اما گوش دادن به نوارهای کاست برای من تبدیل به عادت شده بود.
خلاصه در حال گوش دادن بودم که جمله ای نظرم را بسیار جلب کرد. شاید آن جمله را قبلاً جایی شنیده بودم اما این بار در ذهنم جرقه ای ایجاد کرد. به یاد دارم که اتومبیل را نگه داشتم و آن نوار را چند بار برگرداندم تا چند بار آن جمله را شنیدم. من همیشه دنبال چیزی پیچیده و گرانقیمت بودم تا زندگی مرا تغییر دهد و مشکلاتم را حل کند، اما آن جمله ساده از یک نوار کاست زندگی مرا عوض کرد. شاید بسیاری از افراد موفق هم به همین اصل در زندگی خود عمل کرده اند و حتی اهمیت آن را هم ندانند. آن جمله طلایی این بود.
« برای چیز هایی که باید عوض شوند، باید تصویری واضح از آنچه می خواهید داشته باشید. تا آنها را دگرگون کنید.»
بله به همین سادگی است که به نظر می رسد. سعی نکنید آن را برای خود پیچیده کنید چون باعث گیج شدن شما می شود.
باید دقیقاً مشخص کنید که چه می خواهید و تا حد امکان آن را برای خود شفاف سازید. بله این توانایی انسان هاست توانایی رفتن به سمت رویایی که در ذهن خود پرورانده اند. و در نهایت آن را خلق می کنند. برای روشن شدن مطلب یک مثال می آورم. فرض کنید یک پازل هزار تکه در دستان شماست که باید آن را تکمیل نمایید. ولی تصویر نهایی را که از کنار هم قرار دادن تکه های پازل بدست می آید را ندارید. آیا اکنون تکمیل کردن پازل سخت تر نیست؟ البته که هست. ولی اگر کسی آن تصویر را دیده باشد احتمالاً با سرعت صد برابر شما این پازل را کامل می کند.
همه می دانیم که سرعت این فرد برای هوش و استعداد او نیست بلکه فردی که تصویر نهایی را دیده است به همان روشی عمل کرده که اساس کار مغز است. مغز ما بر اساس تصویری که می سازیم کار می کند و پیش می رود. در زندگی هم این گونه است وقتی که دقیقاً بدانید که چه می خواهید و به چه سمتی حرکت می کنید به نظر می رسد مغز به صورت خودکار مراحل رسیدن به آن را تولید می کند. و آنچه باید انجام دهید در برابر شما نمایان می شود.
بنابراین افرادی که اهداف خود را مشخص کرده اند و آن را به وضوح می بینند از قدرت کیهانی برای رسیدن به مقصد خود کمک می گیرند، که بسیار پر هیبت است. و اثر آن را در اراده این افراد به وضوح می توان مشاهده کرد. ولی فردی که برای رسیدن به موفقیت تلاش می کند ولی هیچ تصوری از آن ندارد. فقط کسی است که در کوهستانی که معدن طلا دارد سخت کار می کند و کوه را می شکافد ولی نمی داند معدن کجاست و فقط کنده کاری می کند.
می توانید به تجربیات و مشاهدات خود رجوع کنید آیا افرادی که تا کنون در اطراف شما بوده اند فقط سخت کار می کرده اند یا اینکه می دانستند برای چه زحمت می کشند و می خواهند به کجا برسند.
چیزی را که همه باید یدانند این است که قدرت ما از درک واضح و صحیح رویا هایمان بدست می آید. و این جرقه ای است که آتش درون شما را روشن می کند، تا از موفقیت هایی که در آینده بدست خواهید آورد نهایت استفاده را ببرید.
اما به خاطر داشته باشید سفر شما در راه رسیدن به مقصد از خود مقصد مهمتر است چون در این مسیر تجربیاتی بدست می آورید که به قدرت شما می افزاید. و تبدیل به شخصی می شوید که قدرت رسیدن به اهداف بزرگتر را دارد.
زمانی می رسد که به هدف خود می رسید اکنون به گذشته بنگرید و ببینید که قبلاً که بوده اید و اکنون که هستید. سپس برای خود هدف جدیدی در نظر بگیرید و شروع به ادامه مسیر نمایید. شما باز هم قوی تر خواهید شد. ولی هر کاری که می کنید به خاطر داشته باشید :
«برای آنچه که باید تغییر دهید، احتیاج به تصویری از انچه که می خواهید داشته باشید دارید.» 

نوروز مبارک


چه افسانه ي زيبايي... زيباتر از واقعيت .. راستي مگر هر شخصي احساس نميکند

که نخستين روز بهار گويي نخستين روز آفرينش است؟

نوروز مبارک

روز جهانی مددکاری اجتماعی مبارک

فرا رسیدن ماه مارس ، ماه جهانی مددکاری اجتماعی ، و 19 مارس روز جهانی مددکاری اجتماعی را به تمامی مددکاران اجتماعی تبریک عرض می نمایم.

جایزه پیدا کردن قاتل !!!! ...

جایزه پیدا کردن قاتل !!!! ...
 
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.
او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد.
اما بی پول بود.
بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.
بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و.... پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم
سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد.
این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ،صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، فراری دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.
میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت.
عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.
زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند قاتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت.
پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.
سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود.
او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.
دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.
او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت : "آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان".
سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.
میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم .
هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم، نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.
بگذار جایزه پیدا کردن من ،جبران زحمات تو باشد !!!!